تبلیغات
بهترین اس ام اس ها - دروغ پردازی درباره هیتلر(قسمت نخست)
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : میلاد
مطالب اخیر
موضوعات
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بهترین اس ام اس ها





درود
دوستان این مطالبی که براتون قرار می دهم یکی از بهترین مقالات درباره هیتلر است که نقاب از صورت خیلی از
دروغ پردازی های صهیون ها برمیدارد حتما این مطلب را بخونید

این مطلب از روزنا مه وطن امروز برداش شده که مورخ 26فرودین 89 می باشد که در سه قسمت قرارش خواهم داد
امیدوارم مورد رضایت دوستان قرار بگیرد

حجم وسیع تبلیغات رسانه*های صهیونیستی برای مخوف جلوه دادن نظام نازی باعث شده است که چهره هیتلر، این شخصیت تاریخی و نظام منقرض شده او در پس هاله*ای از ابهامات و اتهامات قرار گیرد؛ تا حدی که چهره* آشنای هیتلر در اذهان عمومی جهانیان، نه چهره واقعی او بلکه تصور مطلوب رسانه*های صهیونیستی است.
علاوه بر رسانه*های عمومی و تبلیغاتی، در تاریخ*نگاشته*های پس از جنگ دوم جهانی نیز چنین چهره*ای از هیتلر ترسیم شده است. این در حالی است که حتی اگر هیتلر دیکتاتوری جنایتکار بوده است – که به نظر نمی*رسد چنین بوده است- هرگز نباید درباره او و اعمالش دروغ*پردازی کرد. از آنجا که تاریخ اغلب توسط فاتحان نوشته می*شود، تعجب*آور نیست که چهره جنایتکاران جنگی بزرگی چون ترومن و روزولت آمریکایی تطهیر شود و چهره دیکتاتوری چون هیتلر سیاه*تر نمایش داده شود، اما باید اذعان کرد که بنا به عللی، کریه*سازی چهره هیتلر توسط رسانه**های صهیونیستی را باید مَثَل اعلای تخریب یک چهره یا دروغ*پردازی درباره او دانست. به عنوان مثال هیتلر که در آلمان با انتخاب عمومی و از طریق قانونی به قدرت رسیده بود، در نظر افکار عمومی دنیا او را رهبری تصویر کرده*اند که بدون حمایت عمومی و با سرکوب بر کشور خود حکومت می*کرده است. محققانی چون مارک*وبر خاطرنشان می*کنند که در حال حاضر در ایالات *متحده آمریکا دروغ*های فراوانی درباره افکار و اهداف هیتلر به طور همگانی پذیرفته شده است و هیچ*کس درباره آنها تردیدی به خود راه نمی*دهد که از جمله آنها می*توان به هدف فتح جهان از سوی هیتلر اشاره کرد. از نظر محققانی چون وبر، تحقیقات تاریخی به وضوح نشان می*دهد که هیتلر هرگز در پی فتح کل جهان و سلطه بر آن نبوده است؛ اما فاتحان جنگ دوم جهانی، *تلاش او را برای تسلط بر اروپا در انظار جهانیان به عنوان تلاش برای فتح دنیا جلوه داده*اند و چنان تاکید و تبلیغ کرده*اند که اکنون همگان می*پندارند نازیسم در پی فتح کل دنیا بوده است.* از جمله دروغ*های دیگر اینکه هیتلر در پی* جنگ با تمام دنیا بوده است اما با اندک تحقیقی در تاریخ جنگ دوم جهانی مشخص می*شود که هیتلر نه*تنها کوشیده بود اهداف خود را بدون جنگ با انگلستان به دست آورد بلکه تا آخرین مراحل می*کوشید از ورود ایالات *متحده آمریکا به جنگ جلوگیری کند، در حالی *که رهبران آمریکایی از جمله روزولت، اشتیاق فراوانی برای شروع جنگ با* آلمان داشتند. به عنوان مثال روزولت در تاریخ 27 اکتبر 1941 در مصاحبه*ای رادیویی خطاب به ملت آمریکا مدعی شد، هیتلر آمریکای بی*طرف را تهدید به جنگ کرده و قصد تصرف کل آمریکای جنوبی را دارد. او همچنین مدعی شد هیتلر خواهان از میان بردن همه ادیان دنیا از جمله مسیحیت است و می*خواهد «کلیسای بین*المللی نازی» را جانشین آن* کند. روزولت مدعی شد این مطالب را از «طرح سرّی» هیتلر نقل می*کند که منابع کاملا مطمئن در اختیار او قرار داده*اند، درحالی که هیچ*یک از این ادعاها درباره هیتلر و آلمان نازی صحت نداشته است. سال*ها پس از جنگ آشکار شد که «طرح سرّی هیتلر» ساخته و پرداخته همکاری مشترک دستگاه جاسوسی انگلستان و سازمان سیا بوده است و روزولت برای برانگیختن احساسات آمریکایی*ها و زمینه*سازی برای ورود ایالات* متحده به جنگ دست به این دروغ*سازی*ها زده است.
تاریخ سازی دشمنان
از جمله دیگر روش*های تاریخ*سازی می*توان به کتب و نوشته*های به ظاهر تاریخی اما کاملا غیرمستند اشاره کرد. به عنوان مثال بسیاری از حامیان هولوکاست برای مستند جلوه دادن ادعاهای خود درباره اهداف و نیات درونی هیتلر به کتاب خاطرات هرمن* راوشنینگ با نام «صدای انهدام» استناد می*کنند، در حالی که راوشنینگ در سال 1935 از حزب نازی خارج شده و هنگام حضور در حزب نیز هرگز از نزدیکان هیتلر نبوده است. با این حال در کتاب*های به ظاهر مستندی مانند کتاب مشهور «ظهور و سقوط رایش سوم» اثر ویلیام شایرر نیز به کرات از کتاب راوشنینگ استفاده شده و ادعاهای غیرقابل پذیرش او به عنوان حقایق انکارناپذیر تاریخی پذیرفته شده است. شدت بی*اعتباری کتاب صدای انهدام به عنوان سندی دست اول از تفکرات و نیات شخصی و اهداف پنهانی هیتلر به حدی است که محققان معتقدند راوشنینگ هرگز حتی یک دیدار خصوصی هم با شخص هیتلر نداشته است. یکی از موارد قابل توجه چنین دروغ*پردازهایی، متن مذاکرات خصوصی هیتلر از فوریه تا آوریل 1945 است. دیوید ایروینگ، *از تاریخ*پژوهان مطرح جنگ دوم جهانی، در آثار خود بیان می*دارد که فرانسوا ژنو، حقوقدان درگذشته سوییسی، شخصا به او اطلاع داده بود که خود این اسناد را جعل کرده است. شدت جوسازی تبلیغاتی و تلاش هدفمند برای مخدوش کردن چهره واقعی هیتلر به حدی است که محققان بی*طرف نیز از وارد شدن به این حیطه منع می*شوند. گروه*های یهودی حتی با محققانی که در کنار حملات شدید خود به هیتلر، اندک تعریفی از او کرده باشند، به بدترین شیوه برخورد می*کنند. به عنوان مثال پاتریک بوکنن از محققان حیطه جنگ دوم جهانی که در مقالات خود شدیدترین انتقادات و حملات را متوجه هیتلر کرده بود، صرفا از آن جهت که در کنار انتقادات خود، هیتلر را سربازی شجاع در جنگ اول جهانی و سخنرانی قوی و برنامه*ریز سیاسی معرفی کرده بود، مورد حمله گروه*های صهیونیستی قرار گفت. گروه*های صهیونیستی به این بهانه واهی او را متهم به دفاع و حمایت از هیتلر کردند حال آنکه اقدام بوکنن حداقلی از بیان واقعیات تاریخی محسوب می*شود که هر مورخی موظف است بدون توجه به علایق و سلایق خود به *آن مبادرت ورزد. این فضا چنان بر دوش محققان سنگینی می*کند که مارک وبر می*نویسد: «در جامعه ما حتی راست گفتن و بیان حقایق قطعی درباره هیتلر با شدیدترین سرکوب*ها و تهمت*ها همراه خواهد بود». هرچند همانطور كه گفته شد معمولا فاتحان، تاریخ را می*نویسند اما شدت تبلیغات ضدهیتلری به حدی است که چنین توجیهی برای بیان علت این همه تبلیغات کافی به نظر نمی*رسد. در چنین شرایطی محققان صادق و بی*غرض باید از خود بپرسند که چرا با گذشت چندین دهه از سقوط هیتلر و رایش سوم هنوز هم جو تبلیغاتی علیه آنان تا به این حد سنگین است؟ بررسی علت این امر می*تواند وجهه همت تحقیقاتی مفصل قرار گیرد. از دیگر مسائلی که تحقیق در این زمینه را با مشکل مواجه می*کند از میان بردن عامدانه اسناد اصلی درباره هیتلر است. ایروینگ در این باره معتقد است که حجم وسیعی از اسناد به دست آمده از جنگ دوم جهانی به دست محققان یهودی چون دبورا لیپشتات افتاد که یا از میان رفته یا اساسا تخریب شده*اند. از این رو تحقیق از آن دست که در این مقاله ارائه می*شود از جهات مختلف با مشکل و محدودیت مواجه بوده است.

روند به قدرت رسیدن


پس از جنگ اول جهانی، آلمان شکست*خورده از جنگ نه تنها بار سنگین هزینه*های اقتصادی و اجتماعی یک شکست بزرگ را به دوش می*کشید بلکه مجبور به پذیرش مفاد خردکننده موافقتنامه و قراردادهای پس از جنگ اول جهانی بود که به اجبار بر این کشور تحمیل می*شد. این امر نقشی در تسریع معضلات اجتماعی و اقتصادی آلمان داشت به گونه*ای که در سال 1932 تقریباً اقتصاد آلمان ورشکسته محسوب می*شد. افزایش شدید بیکاری، ورشکستگی اکثر شرکت*ها، تراکم دیون خارجی و هزینه*ها و غرامت*های جنگی که آلمان باید می*پرداخت، وضع اقتصادی این کشور را به کلی نابسامان کرده بود به طوری که بخش زیادی از جمعیت آلمان بیکار شدند و 21 درصد از افراد شاغل نیز حقوقی بین یکصد تا 250 مارک در ماه دریافت می*کردند که فاجعه*ای اقتصادی محسوب می*شد. مطابق برآوردهای آن دوره فقط یکصدهزار نفر از کل جمعیت قریب به 60 میلیونی آلمان توان تأمین هزینه*های روزمره زندگی خود را داشتند. در طول 3 سال قبل از به قدرت رسیدن هیتلر، درآمد کل کشور 50 درصد کاهش یافته بود، یعنی درآمد آلمان از 23 میلیارد مارک در سال 1930 به 11 میلیارد مارک در 1933 کاهش یافته بود. اوضاع نابسامان اجتماعی و اقتصادی آلمان زمینه مساعدی برای برآمدن هیتلر ایجاد کرده بود. او که در به هیجان آوردن و بسیج عمومی مردم موفق عمل می*کرد، توانست با ارائه راهکارهایی افکار عمومی را در کوتاه*مدت همراه خود کند. هنگامی که او بر سر کار آمد 90 درصد مردم آلمان از وضع زندگی خویش ناراضی بودند. به این ترتیب هرگونه تغییر، آن هم به صورت گسترده و با جدیت توسط هیتلر و یاران او، برای افکار عمومی جالب توجه بود.


حامیان هیتلر


یکی از راه*های کسب آگاهی از خصومت میان هیتلر و حکومتش با یهودیان، تحقیق در میان حامیان و اطرافیان او است چرا که وجود افراد ضدیهودی یا دشمنان شناخته شده یهودیان در میان اطرافیان وی نشان از گرایش ضدیهودی هیتلر خواهد داشت. در چنین صورتی نباید در میان یاران و حامیان او اثری از یهودیان پیدا کنیم. اما اگر به تحقیق دریابیم که یهودیان زیادی از جمله بزرگان و رهبران این قوم در میان حامیان هیتلر بوده و با او همکاری کرده*اند، آنگاه این فرضیه که هیتلر و نازیست*ها خواهان کشتار یهودیان بوده*اند دچار اشکال اساسی می*شود، چرا که در این صورت باید ابتدا از رهبران و بزرگان یهود شروع می*کردند که آنها خود در زمره حامیان هیتلر بوده*اند. از سوی دیگر حمایت رهبران یهودی از هیتلر نشان می*دهد که از نظر این رهبران، هیتلر دشمن یهود محسوب نمی*شده است، چرا که در غیر این صورت باید این رهبران را نیز دشمن یهودیان دانست. اما تاریخ در این زمینه مطالب تکان*دهنده و قابل توجهی ارائه می*کند. اسحاق شامیر، نخست*وزیر اسرائیل را باید یکی از مهم*ترین رهبران یهودی دانست زیرا به یکی از بزرگ*ترین مناصب حکومتی یهودیان و صهیونیست*ها دست یافت. اما سابقه زندگی او نشان می*دهد که این یهودی سرشناس نه تنها حامی هیتلر بوده *در زمان حکومت هیتلر بر آلمان از او حمایت کامل می*کرده است، بلکه در زمان جنگ و در همان دوره*ای که حامیان هولوکاست مدعی کشتار برنامه*ریزی شده یهودیان توسط رایش سوم بودند، او دوشادوش ارتش آلمان علیه متفقین می*جنگید.

حضور شامیر در ارتش هیتلر نشانه**ای آشکار بر حمایت و همکاری سطح بالای جامعه یهودیان با نازی*هاست، اما همین فرد سال*ها بعد وقتی که در اسرائیل به نخست*وزیری رسید از دولت آلمان پس از جنگ برای کشتار یهودیان به دست ارتش آلمان غرامت می*گرفت در حالی که خود در زمان جنگ در ارتش آلمان خدمت می*کرد. یهودی شناخته شده دیگر آوراهام اشترن معروف به اشترن گانگستر(رهبر جنبش آزادی اسرائیل) است که در زمان جنگ دوم جهانی پیشنهاد رسمی حمایت از ارتش آلمان در برابر متفقین را مطرح ساخته بود. او نقش و جایگاه والایی نزد یهودیان داشت و اسحاق شامیر سال*ها جانشین او در جنبش مذکور بوده است. حضور این 2 رهبر یهودی در ارتش آلمان و حمایت آنها از نازی*ها در اوج جریانات فرضیه کشتار جمعی یهودیان توسط هیتلر و نظام هیتلری را دستخوش تردید جدی می*کند، چرا که در صورت پذیرش این فرض باید این رهبران مورد احترام صهیونیست*ها و یهودیان را خائنانی به یهود دانست که رسما از کشنده یهودیان اعلام حمایت کرده*اند. رهبران یهودی حامی هیتلر به این 2 نفر منحصر نمی*شود. امیل موریس، از دوستان نزدیک هیتلر نیز از یهودیان سرشناس بود. موریس که در دوره*ای به همراه هیتلر در زندان به سر برده بود بعدها در هنگام رهبری هیتلر در حزب نازی، نفر دوم اس*اس (ss) شد. او در میان اس*اس*ها پس از هیتلر قدرتمندترین شخص شناخته می*شد. گرترود اشتاین نیز که به خاطر دریافت جایزه نوبل ادبیات از یهودیان مشهور و سرشناس محسوب می*شود تا بدانجا در حمایت از نظام هیتلری و شخص پیشوا اصرار داشت که در دوره*ای هیتلر را به*عنوان نامزد جایزه صلح نوبل معرفی کرده بود. حتی آدولف هیتلر که از او چهره*ای جنایتکار و خونخوار ساخته می*شود زمانی از سوی همین جامعه یهودی و سرشناسان آن برای دریافت جایزه صلح نوبل معرفی شده بوده است. چنین تناقضات آشکاری نشان می*دهد که تصویرسازی*های فعلی از رایش سوم تا چه حد قابل تردید و خدشه*پذیر است. علاوه بر همه اینها، برخی از رهبران یهودی آلمان همچون هلموت اشمیتکه از 1974 تا 1982 صدراعظمی آلمان را برعهده داشتند در زمان جنگ دوم جهانی در ارتش آلمان به فعالیت مشغول بوده*اند. اشمیت در ارتش نازی افسر نیروی هوایی بود. این در حالی است که حامیان هولوکاست مدعی*اند در همان دوره که امثال اشمیت یهودی در ارتش آلمان درجه افسری داشته*اند، این ارتش مشغول کشتار جمعی یهودیان بوده است. جورج کارسکی از رهبران مشهور یهودیان که کاملا حامی سیاست*های نازی*ها و خواهان جداسازی کامل یهودیان از آلمانی*ها بود به کرات از دولت آلمان نازی خواسته بود که یهودیان آلمان را مجبور به قرار دادن ستاره داوود روی سینه خود کنند. کارسکی معتقد بود که از این طریق دولت آلمان به اهداف همیشگی یهودیان درباره جدا بودن از جوامع پیرامونی خود جامه عمل خواهد پوشاند. در ادامه در این*باره توضیحات بیشتری خواهیم آورد.


http://www.forum.nazicenter.ir/thread487.html?langid=2#post3364

منبع وطن امروز و نازی سنتر 



نوع مطلب : آدولف هیتلر - بزرگ مرد تاریخ بشر، 
برچسب ها : دروغ پردازی راجه به هیتلر،
لینک های مرتبط :


شنبه 30 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : میلاد
نظرات ()
سه شنبه 5 دی 1391 22:59
واقعا حرفات دقیق و هوشمندانه بودمن خودم طرفدار هیتلر هستم و هیتلر رو یه شخص کاملا باهوش و ملت دوست میدونم
میلاد بله همینطوره دوست عزیز . سپااااس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر